وصیت نامه سردار شهید عنایت الله بازگیر
پنجشنبه 19 آذر 1388 01:00 ق.ظ
وصیت نامه سردار رشید اسلام شهید عنایت الله بازگیر
بسم الله الرحمن الرحیم
پس از حمد و سپاس خدا و درود بی پایان به پیشگاه حضرت اشرف الانبیاء محمد مصطفی(ص) و پس از گواهی به وحدانیت خدا و رسالت و امامت انبیاء و ائمه علیهم السلام وگواهی به وجود مقدس یگانه منجی انسانها و امید منتظران حضرت صاحب الامر مهدی صاحب الزمان (عج ،
اكنون كه مجدداً عازم جبهه هستم و می روم تا به حسین زمان خود لبیك بگویم، میروم در دانشگاه حسین دانشگاه انسان ساز
لازم است تذكراتی چند را به عنوان وصیت نامه بعرض برسانم.
هیچ هدف و مقصودی از رفتن به جبهه جز انجام وظیفه شرعی و كسب رضایت الهی نتوانسته محرك من باشد و باید عرض كنم كه سعی كرده ام كه فقط وفقط برای رضای خدا خشنودی او و اطاعت امر او به جبهه بروم و هیچ نیرو و عامل دیگری را در این رابطه حتی برای یك مرتبه هم كه شده در آن راه ندهم.
من كوشیده ام كه حتی شهادت را كه خود كمال بزرگی است و آرزوی متقیان در طول تاریخ بوده هدف من قرار نگیرد و به نظر من در این برهه از زمان ومكان كه اسلام شدیداً به یاری و حمایت احتیاج دارد و ندای هل من ناصر ینصرنی حسینی هرچه رساتر بلند است در چنین موقعیتی نه تنها شهادت بلكه حتی فكر به شهادت نیز فرصت طلبی است. پس من نه با عشق به شهادت و نه با هدف اینكه از زیر بار مسئولیت شانه خالی كنم و نه به این منظور كه به جبهه بروم و شهید بشوم و از این دنیا خلاص شوم و خود را از گرفتاری ها و بدبختیهای آن آزاد كنم بلکه خدا خودش می داند كه همیشه از او می خواستم به من توفیق خدمت و اطاعت خالصانه و عبادت عطا بفرماید و هرچه رنج و گرفتاری این دنیا هست در صورتیكه انسان ساز و در جهت قرب به او و مایه تكامل و مسیر الهی الله است و خلاصه هر رنج و زحمتی رضای خداست از من دریغ نفرماید كه بودن در این دنیا و عبادت او و كشیدن رنج و درد در راه خدا بالاترین لذت را دارد البته از خدا می خواهم كه مرگ شهادت در راه خودش قرار دهد، مرگم در بستر نباشند
آری همواره از خدای بزرگ می خواستم كه در بستر نمیرم بلكه كشته شوم و بخون خود بغلطم و حتی بسوزم و خاكستر شوم و از بین بروم تا بدنم حتی گوشه ای از این دیر فانی را اشغال نكند و با تمام وجود و با همه هستی و نیستی ام بسوی او پرگشایم. در هر صورت اگر از من جنازه ای باقی ماند مرا در كنار دوستان حسین و لبیك گویان او در قبرستان دهدشت بگذارید
. لازم است چند جمله ای را در این اواخر به عرضتان برسانم
اینكه من برای هوی و هوس به جبهه نرفتم زیرا هوی و هوس جایش در دنیاست و چیزی نیست كه با آمدن مسأله جان و زندگی همچنان بتوانند محركی باشد و لااقل برای من اینطور بود كه من جانم را بیشتر از این دوست داشتم كه بخواهم در راه امیال و خواهشهای نفسانی از دست بدهم زیرا تا جانی نباشد دیگر هوی و هوسی در كار نیست.
پدر و مادر عزیزم مستحضر هستید كه تنها راه تقاص خون من از طریق ادامه راهم كه همان حمایت از اسلام و جمهوری اسلامی و امام امت است می باشد و لذا بدانید كه هر در راه تقویت جمهوری اسلامی و پشتیبانی رهبر انقلاب بیشتر كوشش كند پاسداری از خون مرا كه اطاعت از خدای باریتعالی است را بهتر انجام داده است. پس لحظه ای دست از حمایت این نظام برندارید و مردم را نیز به این امر تشویق كنید (كه البته خود آنها نیز به وظیفه خود آشنا هستند) و لحظه ای دست از مبارزه و كوشش و مجاهده در راه خدا كه همان منتظر واقعی امام زمان بودن است برندارید به آن امید كه روزی پرده ظلم زدوده شود و دیده جمالش منور شوند.
البته در كنار این مبارزه و مجاهده در راه خدا و در جهت حمایت نظام جمهوری اسلامی موضوع مبارزه و مجاهده با نفس است فراموش نكنید (كه نمی كنید) انشاءالله
خواهران و برادرانم با بهره گیری از محیط سالم و پاك جمهوری اسلامی و استفاده از محضر امام امت و كتابها و نوشتجات ایشان و همچنین سایر معلمین اخلاق و با بندگی و اطاعت خدا و افزودن بر عبادات خود هرچه بیشتر در راه تهذیب و تزكیه كوشا باشید. انشاء الله
مادر عزیز و بردبارم انشاءالله با تمسك بر تعالیم اسلام و عمل به آنهاو با بهره گیری از تقوای پروردگار كه در نتیجه رنجها و زحماتی كه در این دنیا متحمل شده اید بدان دست یافته و مرا در این دنیا در مقابل شهدا و صدیقین سرافراز نمائید و با صبر و شكیبایی در مقابل مصائب، و با گذشت از خطاهای من روح مرا شاد نمائید(انشاءالله)
مادر عزیز رنج كشیده ام
: تقاضایم از تو این است كه در نظر داشته باشی كه این دنیا گذرگاهی بیش نیست و هیچكس در این دنیا جاوید نمانده بلكه اینجا كشتزاری است كه انسانها بذر جاودانگی در آن دنیا را می پاشند. تو نیز باید با دل كندن از دنیا و مظاهر آن خود را به خدا نزدیكتر كنی و فكر كن این مادران قهرمان شهدا چقدر صبور هستند مثال بارز آن مادر شهید دمساز همسایه ات و خود را تطبیق كن
می دانم كه چنین هستی و در قبال مرگ من كوچكترین عكس العملی از خود نشان نمی دهی چرا كه از پیروان مكتب زهرا(س) و زینب (س) جز این انتظاری نیست، غمگین مباش و خوشحال باش كه بالاخره از دامن تو نیز بنده كوچكی در راه خدا قربانی شد و كمی از شرمندگی خانواده ما در مقابل خانواده های كه 4 الی 5 نفر از جگرگوشه هایشان شهید شده کاسته خواهد شد.
انشاء الله
سلام مرا به مؤمنین و صالحان و تابعان ولایت فقیه برسانید.
ربنا اغفر لنا ذنوبنا فی امرنا و ثبت اقدامنا و نصرنا علی القوم الكافرین.
عنایت الله بازگیر
20/6/62
می دانم كه چنین هستی و در قبال مرگ من كوچكترین عكس العملی از خود نشان نمی دهی چرا كه از پیروان مكتب زهرا(س) و زینب (س) جز این انتظاری نیست، غمگین مباش و خوشحال باش كه بالاخره از دامن تو نیز بنده كوچكی در راه خدا قربانی شد و كمی از شرمندگی خانواده ما در مقابل خانواده های كه 4 الی 5 نفر از جگرگوشه هایشان شهید شده کاسته خواهد شد.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 آذر 1388 01:13 ق.ظ
اولین وصیت نامه سردار دلاور فاتح فاو شهید عنایت الله بازگیر
جمعه 27 شهریور 1388 11:36 ب.ظ
اولین وصیت نامه سردار دلاور فاتح فاو شهید عنایت الله بازگیر
ان الذین آمنوا و هاجروا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله و اولئك هم الفائزون. بدرستیكه آنان كه ایمان آوردند و هجرت گزیدند و در راه خدا جهاد كردند والاترین مقام در نزد خدا دارند آنها هستند رستگار.
وصیت نامه ام را با نام خدا و با درود بر آقا مهدی (معشوق) جهان اسلام و فرمانده اصلی كل قوه (جهان) آغاز می كنم
خدا ای آفریدگار جهان آنچه دارم، آنچه در توان دارم بسیار ناچیز است كه بتوانم شكر نعمت تو را بكنم
. خدایا تو شاهد باش كه جز برای رضای تو قدم نگذاردم.. خدایا هیچ چیز در این دنیا ندارم مگر جانم كه در مقابل نعمتهای بیكران تو بسیار ناقابل است. خدایا به سوی تو می آیم مرا بپذیر خدا
اما بعد فرمانده من مهدی جان من:
مهدی جان : من آمده ام در دانشگاهی كه پدربزرگ تو حسین معلم آن دانشگاه است. مهدی به امید دیدار تو می آیم. تو در پیشگاه خدا عزیزی برای من طلب آمرزش كن به امید رضایت تو فرمانده و آقای من
وصیتم به پدر و مادر مهربانم،
شما سالها زحمت كشیدید تا مرا به اینجا رساندید شما حق بسیار بزرگی كه جبران ناپذیر است به گردن من دارید همانطور كه امام صادق می فرماید: تا كسی حق پدر و مادر را ادا نكند نمی تواند حق خدا را ادا كند پس شمائید كه می توانید مرا حلال كنید وگرنه حق شما برگردن من بسیار بزرگ است
چه كنم؟ كه امتحان خدا پیش آمده و نمی توانم حق شما را ادا كنم
پدر و مادرعزیزم :
همان طور كه شما هر روز شاهد یدكه دشمن خدا در مناطق و در جهان چگونه بر علیه اسلام و جمهوری اسلامی توطئه می كنند پس اگر من و امثال من خون خود را فدای اسلام نكنند پس چه كسی و چه چیزی اسلام را نگهداری می كند؟
برای شما بگویم به خدا قسم اگر خون این شهدا نبودند الان مسئله ای به نام جمهوری اسلامی در جهان وجود نداشت و شاید اسلام هم وجود نداشت پس شما باید خدا را شكر كنید كه آنچه خدا به شمادادپس از زحمات بسیار باز پس گرفت. شما باید فرزندان دیگرخود را هم بسازید و آماده كنیدوبرای رضای خدا و اسلام فدا كنید
. همانطوری كه در قرآن آمده است.
ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون = خدا جان و مال و ایمان را به بهای بهشت خریداری كرده آنها در راه خدا جهاد می كنند كه دشمنان دین را بقتل برسانند و یا خود كشته شوند كه در هر حال خود پیروزهستند.
پدر و مادرم نكند خدای ناكرده اگر من شهید شدم گریه كنید چرا که شهید گریه ندارد و اگر زیاد ناراحت شدید برای رضای خدا در نیمه شب بیدار شوید و گریه كنید البته برای رضای خدا و دورماندن از آتش دوزخ.
پدر و مادر مهربانم و تمام اقوامان را وصیت میكنم كه اگرخدا مرا صاحب سعادت قرار داد از پوشیدن لباس سیاه خودداری
امام را دعا كنید – امام را از یاد نبرید
وصیتم به خواهرانم- شما موظفید كه حافظ خون شهیدان باشید و در تربیت فرزندان خود مانند حضرت زهرا (س) بكوشید و از فرمایشات امام امت اطاعت به تمام معنا نمایید.
وصیتم به برادران عزیزم:
چه كنم كه شما میبایست از دست من بهره ای می بردید ولی مجالی
. مردم شریف كهگیلویه و بویراحمد:
ضمن عرض سلام خدمت شماها برادران و خواهران عزیز
بهوش باشید. بیدار باشید كه منافقین این دشمنان اسلام و كسانی كه از اسلام ضربه خوردند در كمین هستند تا شما كوچكترین سستی از خود نشان بدهید و آن وقت است كه آنها با اسلام كار دارند و جمهوری اسلامی. پس زنده بودن مسلمان در صورت نبودن اسلام چه ارزشی دارد؟
در موقعیتی قرار داریم كه تمام جهان با هم متحد شده و برای سرنگونی نظام اسلامی پافشاری می كنند. موقعیت بسیار حساس است. یك لحظه غفلت یك عمر پشیمانی
در جایی قرار دارید كه هر روز یكی از بهترین فرزندان شما به شهادت می رسد كم جایی نیست كه شما بر آن قرار دارید
پا گذاشتن روی زمین ایران عبادت است چرا که در هر كجای ایران بروید مكان شهید است و مقام شهید و مقام شهید بسیار بزرگ است و مسئولیت خون شهدا را برعهده گرفته اید مسئولیت خون شهدا را حفظ كنید مسئولیت گرفتن خون شهدا كار آسانی نیست
اگر در قبال خون شهدا عمل نكنید در آخرت جلوی شما را شهدا خواهند گرفت و شهدا در دنیا ناظر بر اعمال شما هستند
.به امید بیداری از خواب غفلت
از شما التماس دعا برای رسیدن به آرزو دارم. والسلام.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 28 شهریور 1388 12:46 ق.ظ
یادنامه سردار رشید اسلام شهید عنایت الله بازگیر
سه شنبه 16 تیر 1388 07:39 ق.ظ
آن زمان كه نزول آیه های عشق، پایان حكمرانی قانون ابلیس را اعلام كرد و دوزخیان، تابوت لاشه دو هزار و پانصد ساله را تشییع كردند و شبان وادی ایمن به مراد رسید و غبار توهم به كناری رفت، دستهایی به رشادت سپیداران قد برافراشتند، چشمانی به روشنی خورشید درخشیدند و قلبهایی به نجابت و صمیمیت گلها روییدند. با دیدن آنان، ناخودآگاه عده ای انگشت تحیر به دندان گزیدند كه اینان دیگر از كدام سلاله اند، بی خبر از آنكه آنان در دوران عطشناكی، ریشه در ابر داشتند و در استیلای فرعون، خدمت شعیب می كردند. سردار شهید عنایت اله بازگیر یكی از آنان بود، و هر چه گلهای سرخ را همزاد خود می دانستند، دلی داشتند به وسعت دریا و بازوانی به استقامت كوه و نگاهی كه انتظار را معنا می كرد.
او هرگز به تسلیم نیندیشید و دار سرنوشت خود را همیشه بر دوش می كشید، مرهم آلام و مصائب را از لابلای سطور كتاب آسمانی كه در اصل قانون زندگانی او بود می جست، چرا كه به وحی ایمان داشت، به اعجاز عشق می ورزید و تولد صبح را باور داشت.
اما این تنها او نبود كه اینگونه بود، بلكه تاریخ انقلاب، پر از عنایت هایی است كه همیشه دریچه های نگاهشان به سمت حقیقت باز بود و قلبهایشان گلخانه های نجابت. انگار كه آمدنشان به دنیای خاكی تنها به این انگیزه بود كه پیام آور آزادی و آزادگی باشند و قاصد پاكی و صداقت .
دوران كودكی:
عنایت الله بازگیر در سال 1342 هجری شمسی در روستای امام زاده نورالدین(ع) از توابع شهرستان كهگیلویه متولد شد. وی از همان ابتدای تولد، در میان خانواده از محبوبیتی خاص برخوردار بود و در عین حال دارای استعداد و هوش سرشاری بود. زمانی كه پای در راه مدرسه گذاشت، توانست این هوش و استعداد را بیشتر نشان دهد. ذهن قوی و حافظه خوب او باعث شده بود كه در درسهایش نمرات بالایی داشته باشد.
سردار شهید عنایت اله بازگیر از همان كودكی با وجود كمی سن، با افراد مختلف بسیار پخته و حساب شده برخورد می كرد، به گونه ای كه رفتارش نشان می داد كه یك سر و گردن از نظر عقلی بالاتر است. از كودكی علاقه زیادی به مطالعه داشت. بیشتر اوقات خود را صرف مطالعه كتاب، آن هم كتابهای مذهبی می كرد و به این وسیله به پرورش روح و فكر خود می پرداخت.
شهید بازگیر پس از اتمام تحصیلات ابتدایی در زادگاهش روستای امام زاده نورالدین(ع) جهت ادامه تحصیلات به شهر دهدشت هجرت كردند.
تحصیلات دوره راهنمایی خود را دو از خانواده و البته با زحمت و پشتكار فراوان، در دهدشت ادامه داده و در ایام تعطیلی مدارس نیز جهت كمك به امرار معاش خانواده در شركت ترانس ترمینال واقع در بندر امام خمینی (فعلی) و در كنار پدر خویش مشغول به كار می گشت. پس از اتمام دوره راهنمایی وارد هنرستان كاوه سابق (شهید باهنر فعلی) شد و در رشته برق ساختمان، شروع به تحصیل نمود.
این دوران را می توان به عنوان نقطه عطفی در زندگی عنایت به حساب آورد، او در این دوره توانست با وسعت بخشیدن به آگاهی های خود و روی آوردن به مطالعات مذهبی، دنیای خود را گسترش دهد و توجه خود را به اجتماع و افراد جامعه معطوف نماید.
عمال رژیم شاه، به جهت وابستگی كه به غرب و فرهنگ آن داشتند سعی می كردند برنامه فرهنگی مملكت را طوری پی ریزی كنند كه مغایر با فرهنگ اسلامی باشد، بدین جهت هر گونه طرز تفكری را كه ریشه در فرهنگ و تمدن اسلامی داشت، در نطفه خفه می كردند، اگر كسی در مراكز آموزشی، بدین مهم همت می گماشت و برای ترویج فرهنگ اسلامی قدم بر می داشت، به انحناء مختلف توسط رژیم شاه با مانع تراشی و آزار روبرو می شد. با این حال و با وجود حاكمیت چنین سیاستی بر كل كشور، عنایت سعی داشت تا هر چه بیشتر فرهنگ غنی اسلامی را در محیطی كه زندگی می كرد گسترش دهد. از این رو پیشنهاد برگزاری نماز جماعت را در محیط هنرستان مطرح و آن را عملی نمود كه با مخالفت شدید مسئولین مدرسه و تهدید آنان روبرو می گردد. و با این حال وی با شركت در مجالس و محافل مذهبی، سعی در ترویج و رشد اینگونه نشستها را داشت. در كنار فعالیتهایش، برای افزایش آگاهی های مذهبی و علمی خود، از مطالعه كتب مختلف غافل نمی شد، هر وقت كه فرصت می یافت به سراغ كتاب می رفت و با بهره گیری از این چشمه جوشان، روح تشنه خود را سیراب می كرد به نحوی كه شبها تا دیروقت به مطالعه می پرداخت و آنچه را كه از لابه لای كتابها می آموخت سعی می كرد در زندگی اش به تجلی در آورد.
سردار رشید اسلام شهید عنایت الله بازگیر پس از قبولی در سال سوم رشته برق آن زمان كه می توانست با آن بلوغ فكری تراوشات ذهنی خویش، در زمره تحصیل كنندگان عالیه و از كسانی باشد كه مدارج علمی را ترقی بخشد و بعدها در صف آبادكنندگان دنیا و مافیها باشد، با شروع جنگ تحمیلی عصیانگران كافر، روحش در جماران پیر خمین پر زد و عاشقانه و عارفانه با شركت در عملیات بیت المقدس پرواز به سوی معنویت خداوندی را آغاز نمود.
پس از 6 ماه حضور داوطلبانه در خطوط مقدم جبهه در سال 1360 وارد سپاه گردید و به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دهدشت در می آید و با خویش عهد می بندد كه تا آخرین قطره خون خود، چنانچه نه تنها خدایش شاهد است. بلكه منظره دیدنی است برای خلق خدا، و تا پیروزی كامل اسلام و زوال و نابودی تمام عیار كفر و استكبار جهانی، از پای ننشینند، چنانكه ننشست.
همین عهد و وفا و اخلاص باعث شد تا پس از حدود یكسال حضور در جبهه های جنگ، با نظر مسئولین سپاه در تهران عزیمت نموده و دوره های آموزش فرماندهی گردان را فرا گیرد.
پس از گذراندن دوره ی فرماندهی مجدداً وارد جبهه های جنگی می شود و در اكثر عملیات های رزمندگان از جمله (طریق المقدس)- فتح المبین – رمضان- محرم فتح خرمشهر- ولفجر 3و4و5 – خیبر – بدر – قدس 3 حشور قاطعانه و خالصانه می یابد. و چنان از خود فداكاری و از خودگذشتگی نشان می دهد كه حقیقتاً تاریخ به عنوان تحلیل گر صادق بر قلبش نام مقدس عنایت را حكاكی خواهد كرد.
بدون مبالغه و اغراق در محدوده ی خصوصیاتش اعم از مذهبی ، اخلاقی و … فرماندهی گمنام، پاسداری مخلص ولی دارای انگیزه ای بس ریشه وار و عمیق و درونگر بود.
روحیه ی حقیقت جو و كاوشگر او، آكنده از عطوفت وی، كه نشأت گرفته از این واقعیت عینی كه نسبت به رهبرش و مكتب و عدالت داشت، قابل تمجید و تقریر بود. او در حالیكه در شئون زندگی ممتاز بود، در میدان رزم، فرماندهی تمام عیار و مبارزی نستوه، در میدان كار و كوشش ، جهادگری مسئول و در كانون گرم خانواده محفلی گرم داشت.
او به عنوان پاسداری فداكار و ایثارگر و فرماندهی از همه نظر لایق در مرزهای جنوب و غرب كشورمان به ایجاد نظم و ثبات امنیت و استقرار حكومت اسلامی مهم داشت. شهید بازگیر آنگونه بودكه در چهره اش روحیه شهادت طلبی به روشنی دیده شد و همین شوق بود كه عارفانه او را در تمام ورطه های سخت می كشانید و بی واهمه به پیشواز خطر می رفت و از میان باران گلوله و طوفان آتش عبور می كرد.
او به عبادت مقید بود نماز را از روی اخلاص می خواند، پس از بجا آوردن نماز، قرآن می خواند و این كار برای او ملكه شده بود به نحوی كه در طول سال، گاه چند بار قرآن را ختم می كرد و تا آنجا كه مقدور بود به دیگران هم توصیه می كرد كه هیچ گاه تلاوت قرآن را از یاد نبرد. از شنیدن آیات الهی و شركت در مباحث عقیدتی و اخلاقی لذت می برد.
عنایت قله آمالش را در شهادت به معنای خدمت و اطاعت خالصانه از خداوند و گزینش رنج و مشكلات در راه خداوند را بالاترین لذت خود می دانست. آنچنانكه در قسمتی از وصیت نامه خود فرمود:
من نه با عشق به شهادت و نه با هدف اینكه از زیر بار مسئولیت شانه خالی كنم و نه به این منظور به جبهه می روم تا شهید شوم و از این دنیا خلاص شوم و خودم را از گرفتاریها و بدبختیهای آن آزاد كنم، بلكه خدا خود می داند كه همیشه از او می خواستم به من توفیق خدمت و اطاعت خالصانه و عبادت عطا فرماید و هرچه رنج و گرفتاری در این دنیا هست در صورتیكه انسان ساز و در جهت قرب به او و مایه تكامل در مسیر اله الله است و خلاصه هر رنج و زحمتی كه رضای خدا است از من دریغ نفرمایید كه بودن در این دنیا و عبادت او و كشیدن درد و رنج در راه خدا بالاترین لذت را دارد.
در قسمتی دیگر از وصیت نامه اش می نویسد:
از خدا می خواهم كه مرگ مرا شهادت در راه خودش قرار دهد، مرگم را در بستر نفرماید.
و مردان الهی، تولد، زیست، زندگی و مرگشان الهی و خدایی خواهد بود و عنایت الله بازگیر نیز دلاوری بود كه خاكهای غرب و جنوب، صحراهای گرم خوزستان و سرمای كردستان و بالاخره یاران و همرزمان ایشان گواه بر این امرند كه او خدایی بود…
و پروازی روحانی تا مقصد حضرت دوست خواهد داشت.
سرانجام شب 20 بهمن 1364 فرا رسید و تصمیم گیری برای عملیات غرورآفرین والفجر 8 و عبور از اروند پس از بررسی های بسیار و استفاده از تجربیات گذشته به نتیجه منجر شد .
سردار شهید بازگیر چندین بار قبل از عملیات جهت توجه نیروهایش ، کادر گردان را به نزدیکی محور عملیاتی برده ، تک تک آنها را توجیه می کند. همرزمان ایشان در بیان خاطراتشان اظهار می دارند که هر چه به عملیات نزدیکتر می شدند، معنویت و حالت روحانی شهید بازگیر بیشتر و بیشتر می شد و ذکر خدا و راز ونیاز او گویای این بود که پروازش به سوس معبود نزدیک است.
ساعت 30/22 مورخ 20/11/64 با رمز یا فاطمه الزهرا (س) عملیات شروع می شود. گروهی غواص که چند ساعت قبل از اروند عبور کرده بودند خود را به پشت کمین و سنگرهای دشمن رسانده و اقدام به پاکسازی سنگرهای خطوط اول دشمن می کنند و در مرحله بعد نیروهای پیاده خودی که در ساحل اروند پیاده شدند وارد عمل شده و همراه با تجهیزات سنگین خود در دل شب و ازمیان آب و آتش سوار بر قایق بر ساحل ناشناخته اروند پا می گذارند و پس از عبور از میدان آب و آتش برای پیشروی و تصرف مواضع دشمن وارد عمل می شوند. همزمان با شروع عملیات بارش باران افزایش چشمگیری می یابد که برای مانور تانک ها و نفربرهای زرهی دشمن ایجاد مشکل می کند .
در جبهه های عملیاتی رزمندگان در اکثر محورهای عملیاتی به استثنای چند محور موفق به انهدام و پاکسازی خطوط اول دفاعی دشمن گردیده اند و همچنان در تعقیب افراد متواری دشمن به پیشروی و جستجو ادامه می دهند. برادران غواص با اینکه مسئولیت اصلی خویش را به خوبی به پایان رسانیده اند ولی با تعویض لباس غواضی همچنان به همراه گردان های پیاده در حرکتند. آشنائی آنان با منطقه مؤثر واقع شده است
سردار شهید عنایت الله بازگیر که همراه با نیروی تحت امرش مأموریت اصلی خود را که شکستن خطوط مقدم دشمن و پاکسازی منطقه بوده را به پایان رسانیده، با اعلام سردار نبی رودکی فرماندهی لشکر19فجر مبنی بر اینکه در یکی از محورها به علت وجود موانع زیاد و آتش پر هجم دشمن امکان پیشروی وجود ندارد و نیروهای عمل کننده تلفات زیادی را متحمل شده اند، مأموریت عبور از این خط و آزاد سازی محور را به عهده می گیرد و با سازماندهی مجدد گردان حضرت زینب (س ) و به عهده گرفنتن فرماندهی آن عبور از سخت ترین محور را که مقاومت دشمن در مقابل رزمندگان آن را به یکی از محورهای بسیار حساس تبدیل کرده به عهده می گیرد. دشمن با استفاده از انواع سلاح نیم سنگ مثل تیر بار و دوشیکا و استقرار این ادوات بر روی ساختمان های مشرف به منطقه تعداد زیادی از رزمندگان را به شهادت رسانیده و یا زخمی کرده در این اوضاع، شهید بازگیر با درک صحیح از موقعیت منطقه و اینکه در صورت وارد عمل کردن گردان ،امکان از دست دادن تعداد زیادی از نیروها وجود دارد ،لذا خود به اتفاق چند از نفر نیروی زبده ازجمله آقای علیمردان روستاد از فرماندهان گروهان غواصی که با منطقه آشنایی بیشتر ی دارد، جهت از میان برداشتن موانع پیشرو وارد عمل می شوند، و با پیشروی در عمق محور و نزدیک شدن به ساختمان هائی که رزمندگان از آنجا مورد هدف قرار می گرفتند، در نزدیک ترین نقطه ممکن استقرار می یابند.
فرمانده گردان حضرت زینب که تا کنون به همراه نیروهایش جنگیده و تا عمقی از خاک عراق به سختی نفوذ کرده ، با روحیه ای سرشار از تحور وشجاعت از دیگران سبقت می گیرد و دست به آرپی چی می برد و موشکی برای شکار تیر بار دشمن در قبضه می گذارد و با دلاوری مثال زدنی، ماشه آرپیچی را می چکاند، با اهندام اولین سنگر دشمن صدای الله اکبر رزمندگان به هوا بلند می شود، بلافاصله برای شلیک دومین موشک آماده می شود لیکن فرماندهی که چنین دلسوز و فداکار در جلوی نیروهایش حرکت می کند، به ناگاه از ناحیه قلب مورد اصابت تیر مستقیم دشمن قرار می گرفته وبه دیار معبود میشتابد.
سردار شهید بازگیر از معدود فرماندهانی است که چنین فداکارانه جان خود را درطبق اخلاقی گذاشته تانیروهایش به راحتی از محور عبور کنند.
شهادت او روحیه ای سرشار از خشم و اراده ای مصمم را در میان رزمندگان بوجود آورد و نیروها با عزمی راسخ به ادامه عملیات و پیشروی در محوری پرداختندوگردان ها هر لحظه به خط الحاق نزدیک تر شده واموانع باقی مانده را از سر راه برداشتند و سرانجام پر از چند ساعت از شروع عملیات شهر فاو به تصرف رزمندگان اسلام افتاد و این درحالی بود که سرداران دلاوری همچون بازگیر با ایثارو فداکاری و نثار خون خود موجبات این پیشروی و فتح عظیم را فراهم آوردند
سردار شهید عنایت الله بازگیر در موقعیتی که می توانست نیروهای تحت امرش را از طریق بیسیم هدایت کند ،خود جلودار می شود و جان خود را فدا می کند تا نیروهایش با سلامت و اطمینان خاطر بیشتری به عملیات ادامه دهند.
فتح فاو مرهون جانفشانی و ایثار و اهداء خون دلاوران همچون بازگیر است که جهت تعقیب متجاوز و کوتاه کردن دست دشمن از امکان پرتاب موشک به شهرهای ایران، بالاترین و بهترین و گرانبهاترین کالا یعنی جان خود را نثار کردند تا ایران وایرانی همچنان سر بلند سرافراز و پابرجا باشد
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 آذر 1388 12:27 ق.ظ
تبلیغات


